تبليغاتX
دست نوشته های یه دانشجوی رامینی - بحث و نتیجه گیری با موضوع : "بلاگر رامینی و موانع پیش رو"

سلام

رسیدن ماه مبارک رمضان رو به تمام مسلمانان جهان و ایران و به خصوص همه دانشجویان رامینی عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم و از همتون التماس دعا دارم ...

تابستون امسال به دلیل مشغله هایی که واسم به وجود اومد و همچنین مشکلاتی که در مورد کارآموزیم ایجاد شد و البته کاهش شدید تعداد بلاگرهای رامینی به یکباره موجب کاهش انگیزه نویسندگی و اطلاعات لازم در مورد رامین در درونم شد و خیلی سخت شده واسم که اینجا آپ کنم ...

به همین خاطر می خوام امروز در مورد بلاگرهای رامینی صحبت کنم ... راجع به بلاگر رامینی شدن ... بلاگر رامینی موندن ... موانع پیش روی بلاگر رامینی ... معضلات و مشکلات در بین راه بلاگر رامینی ... و ...

روز اولی که اینجا رو ساختم وارد یه جمعی شدم که تا مدتها افتخار می کردم که جز گروه بلاگرهای رامینی هستم ... آریوکیدز – حسنعلی - آرمتی – گفتنی ها – رامینیان 1 و 2 – رامینیان 3 (که البته بعدها به انحراف کشیده شد) – سایت رامینیان - و بعدها : پسران رامین – سرطان که نیست خوب میشیم ! – یادداشت های یک خاکشناسی رامینی – غروب صبح – همکلاسی ...

اما متأسفانه هر چی به جلوتر می رفتیم به دلیل افزایش شدید مشکلات رامینی ها به دلیل افزایش ظرفیت و همچنین وارد شدن عده ای سودجو و کم ظرفیت به عرصه بلاگرها آروم آروم انگیزه نویسندگی یه بلاگر رامینی رو به کاهش بود تا جایی که امروز کار به تعطیلی چندین وبلاگ کشیده شد : سایت رامینیان – رامینیان 3 – آرمتی – پسران رامین – گفتنی ها – سرطان نیست که خوب میشیم !... غروب صبح هم که مدتهاست از سرنوشتش خبر ندارم ...

در حال حاضر رامینی که بلاگر باشه تقریبا زیاد شده اما بلاگر رامینی به جز من و آریوکیدز و حسنعلی و یادداشت های یک خاکشناسی رامینی و همکلاسی در حال دیگه کسی نمونده ... که ازین جمع آریوکیدز که آپ کردنش مثل ستاره سهیل می مونه ... حسنعلی هم مدت زیادی از رامین ناامید شده و خیلی کم رامینی می نویسه ... یادداشت های یک خاکشناسی رامینی هم مدت زیادیه کمتر رامینی می نویسه ... همکلاسی هم تقریباً بین زراعتی ها خودشون خصوصی شده ... خودمم در ترم گذشته به خاطر مشغله های کاری زیاد و همچنین فعالیت در اعتدال وقت آپ کردن رو نداشتم ...

به نظر من یکی از دلایلی که موجب بی انگیزگی و نهایتاً تعطیلی برخی بلاگرهای رامینی می شه اینه که تعداد خوانندگان ثابت و بازدید کنندگان کمه و وقتی بلاگر رامینی خودش رو با بلاگرهای شخصی مقایسه می کنه که گاهی آمار یازدیدکنندگان و نظراتشون 2 یا 3 رقمیه دچار بی انگیزگی می شه ... اما باید یه بلاگر رامینی به این نکته توجه کنه که رامینیه و به همین خاطر به مقدار زیادی جامعه خوانندگان محدود می شه ... تازه از این جامعه ی رامینی هم تعداد بسیار کمی با فضای مجازی به صورت وبلاگ خوانی درگیر هستند ... و باز هم در جامعه ی وبلاگ خوان های رامینی عده ای به دلایل شخصی نمی خوان شناخته بشن و به همین دلیل فقط بازدید می کنن و می خونن اما نظر نمی دن ... پس به مقدار زیادی جامعه وبلاگ های رامینی و خوانندگانشون محدود هست ... حالا اینجا اگه بلاگرها درست فکر کنند و اختلاف نظر و عقایدشون رو به شکل کینه و نفرت بروز ندن (چیزی که متاسفانه بعضی مواقع بین بلاگر ها اتفاق افتاد) و هرکس کار خودش رو انجام بده و فضای نقد منصفانه و البته مودبانه باز باشه و انتقادپذیری هم بصورت مطلق وجود داشته باشه ، با ایجاد یک فضای دوستانه و صمیمی می توان جامعه قوی را برای بلاگرهای رامینی ساخت و روز به روز نفوذش را در بین رامینی ها افزایش داد ... همونطوری که تابستون و پاییز سال 88 بلاگرهای رامینی تقریباً به این حالت نزدیک شده بودن و چه دوران طلایی ، خاطره انگیز و زیبایی برای بلاگرها بود ...

از دیگر دلایل این انگیزه پایین هم اینه که بلاگر رامینی فکر می کنه که صداش به جایی نمی رسه و در واقع نویسندگیش کار بیهوده اییه ... در حالی که در طول سال گذشته چندین مطلب بصورت ملی بازتاب پیدا کرد و چند مطلب هم در دانشگاه به شدت صدا داشت ... تازه من خودم شخصا در برخورد با مسئولین متوجه شدم که خیلی از مطالب بلاگزهای رامینی رو می خونن اما خودشون رو به اون راه می زنن چراکه خیلی مواقع حرفی و دفاعی در برابر انتقاد های زیبای بلاگرهای رامینی ندارن ... پس در این مورد هم باید یه بلاگر رامینی باید دیدش رو بازتر و مثبت تر کنه تا بتونه به راه خودش ادامه بده ...

یکی دیگه از معضلات برخی بلاگرهای رامینی هم طرز تلقی اشتباهشون از بلاگر بودن و وبلاگ نویسیه که فکر می کنن وبلاگ یه فضایی واسه خالی کردن عقده های شخصی و کینه توزی ها و تخریب شخصیت ها و خلاصه خیلی حرف هایی که جرات گفتنش رو به صورت زبانی ندارنه ... اما اینطور نیست و به نظر من یه بلاگر باید حرف هایی رو که بصورت زبانی جرات گفتنشون رو داره توی وبلاگش بیاره ... و دلیل اینکه این حرف رو توی وبلاگ میاره اینه که حرفش رو به گوش کسایی برسونه که بهشون دسترسی مستقیم نداره ...

تجربه یک ترم گذشته من در اعتدال هم چیزایی رو بهم یاد داد تا بتونم تفاوت بلاگر رامینی بودن و نشریه ای بودن رو بفهمم ... باید در یه دانشگاه هم فضای وبلاگ نویسی قوی باشه و هم فضای نشریاتی ... فضای نشریاتی برای نوشتن مطالب و حرف های رسمی و حرفه اییه که بشه اونا رو به راحتی به گوش مسئولین و همچنین همه دانشجویان رسوند ... اما فضای وبلاگ نویسی فضاییه که اگه کسی حتی در نویسندگی رسمی و حرفه ایی تجربه ای نداشته باشه می تونه حرف های دلش رو به زبون ساده و گفتاری بزنه ... و بعضی حرف هایی که یه خورده به آزادی بیان بیشتری نیاز داره هم جاش توی وبلاگه ... البته یه نویسنده حرفه ایی هم می تونه حرفاش رو توی وبلاگ هم بیاره چون از این طریق همونطور که گفتم حرفش رو به گوش کسانی که بهشون دسترسی نداره می رسونه ...

من تقریباً همه حرفام زدم و حالا می خوام نظرات و عقاید شما رو هم در این مورد بدونم ... اصلا می خوام یه بحث و مناظره عمومی توی کامنتدونی این پست راه بیافته تا به نتایج درستی برسیم و بتونیم به جامعه بلاگرهای رامینی کمک کنیم که بتونه در آینده پیشرفت و نفوذ بیشتری پیدا کنه ...

نکته : غیر رامینی ها هم می تونن در این بحث شرکت کنن و نظراتشون رو بگن چراکه بلاگر یه دانشگاه بودن یه موضوع و مسئله عمومیه ... و اسم بلاگر رامینی به خاطر خاصیت این وبلاگ به طور خاص برده شده ...

راستی دل نوشته هام هم با پست "ماه خدا" آپ هست ...

+ نوشته شده در یکشنبه 24 مرداد1389ساعت 15:57 توسط محسن |